در قرن هفدهم فرانسه، پوشش مردانه در دربار لویی چهاردهم از کارکردی صرفاً زینتی فراتر رفت و به ابزاری راهبردی برای بازنمایی قدرت سیاسی تبدیل شد. باوجود پیوند تنگاتنگ عصر باروک با تجملگرایی و فرهنگ نمایشی، سازوکار بهکارگیری مؤلفههای زیباییشناختی این سبک در پوشاک مردانه برای بازنمایی قدرت، چندان مورد واکاوی نظاممند قرار نگرفته است. این پژوهش با هدف تبیین چگونگی تبدیل عناصر زیباییشناسی باروک در پوشاک مردانه به ابزاری برای بازنمایی قدرت سیاسی، به تحلیل شمایلشناسانه مجموعهای منسجم از پُرترههای هایسنت ریگود، بهویژه پُرتره کانونی لویی چهاردهم، پرداخته است. پژوهش با رویکرد کیفی، روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب شمایلشناسی، از طریق کُدگذاری مؤلفههای بصری در سه سطح توصیفی، دلالتی و ایدئولوژیک انجام شده است. یافتهها نشان میدهد عناصر پوشاک از طریق تثبیت نشانههای اشرافیت در سطح دلالت ثانویه و پیوند با گفتمان حق الهی پادشاهی، به سازوکاری برای طبیعیسازی اقتدار تبدیل شدهاند. تحلیل تطبیقی سایر پُرترههای اعضای خاندان بوربون و درباریان، استمرار و تحول این الگوهای بصری را در طول چهار دهه آشکار میسازد. نتیجه آنکه ریگود با بهکارگیری زبانی بصری منسجم، سلسلهمراتب قدرت را در قالب پوشاک عینیت بخشید و پُرترههای او را به اسنادی معتبر از فرهنگ بصری و هژمونی سیاسی فرانسه در سدههای هفدهم و هجدهم بدل ساخته است.