هم پوشانی نقد و امر زیباشناختی در هنر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه فلسفه، دانشکده الهیات و فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات تهران، ایران.

چکیده

زیباشناسی مدرن در مقوله­های زیبایی و معنا حساب خود را از زیباشناسی کلاسیک جدا کرده و تجربه­های زیباشناختی جدیدی را شکل داده است. دیگر از نگرش انسان به ایستایی و ثبات جهان، حتی در حوزه­ی تفسیر و نقد، اثری نیست. وقتی کاری، مدرن یا پست­مدرن توصیف می­شود، با الزام به درک نوعی پیچیدگی، کار نقد پویاتر و دشوارتر از همیشه خواهد شد. با وجود هم­پوشانی نقد و امر زیباشناختی، دشواریِ تعریف و تشخیص هنر مدرن و پست­مدرن، و دشواریِ معنا کردنِ معنا مسئله می­شود. وقتی نه معنایی هست (مثل ادبیات ابسورد)، و نه حتی فرمی تازه (مثل آماده­- ساخت­های دوشان و وارهول) باید تجربه و لذت زیباشناختی را وسعت بخشید. ازاین­رو، دقت در کاربرد اصطلاحات و واژه­هایی از قبیل معنا، تجربه و واکنش زیباشناختی برای نظم و انضباط بخشیدن به فرایند نقد لازم است. در هنری که خود نوعی نقد فرهنگی است، نقش منتقدان در برقراری ارتباط میان سوژه و ابژه زیباشناختی که شرط اساسی لذت­بخشی است، مهم­تر از پیش است. از قرن هجدهم که مفهوم ادراک هنر و تجربه زیباشناختی با یکدیگر هم­پوشانی داشته­اند، با وجود تمرکز بر اثر همچنان نوعی سوبژکتیویسم بر تمام نقدها ناظر است. در این نوشتار نسبت تجربه­های زیباشناختی جدید با نقد نو بیان می­شود.

کلیدواژه‌ها