1
استادیار گروه پژوهش هنر- دانشگده هنر و معماری -دانشگاه سیستان و بلوچستان- زاهدان- ایران
2
گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
10.22059/jfava.2026.407777.667633
چکیده
روایتشناسی بهعنوان شاخهای از مطالعات ادبی معاصر، به بررسی گونههای روایت و سازوکارهای انتقال معنا پرداخته و امروزه در تحلیل متون تصویری نیز جایگاهی فزاینده یافتهاست. نسخۀ مصور حمزهنامۀ گورکانی از مهمترین نمونههایی است که بر بنیان روایت کلامی شکل گرفته و ظرفیت بالایی برای مطالعه سازوکارهای زمانمند دارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی شیوههای بازنمایی زمان در نگارههای این نسخه انجام شده و میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که زمان در روایت تصویری حمزهنامه چگونه سازماندهی شده و چه سازوکارهای بصریای این ساخت زمان را ممکن میسازند؟ برای دستیابی به پاسخ، دو نگاره بهصورت مطالعه موردی و با رویکرد روایتشناسی کلاسیک ژرار ژنت و سیمور چتمن تحلیل شدهاند. روش پژوهش کیفی و توصیفی- تحلیلی است. دادهها در سه مرحله شامل: شناسایی ویژگیهای بصری: (بررسی عناصر روایی، متن، فضاسازی و علائم تصویری)، استخراج مفاهیم نظری (ترتیب، دوام و بسامد) و تطبیق آنها با ساختار نگاره تحلیل گردیدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بازنمایی زمان در نگارههای منتخب، بر ساختاری چندزمانی و گفتمانی مبتنی است، نه بر روایت خطی. هنرمندان از سازوکارهایی چون انتخاب لحظه کانونی، برجستهسازی نقاط عطف، بهکارگیری عناصر پویا و تکرار هدفمند آنها برای سازماندهی زمان تصویری بهره بردهاند؛ امری که با اصول روایتشناسی کلاسیک همخوانی دارد.