فرمالیسم از نگاه کلایو بل و نیکلاس لومان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دکتری فلسفه هنر، گروه فلسفه هنر، دانشکده الهیات و فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.

چکیده

در تحلیل­های زیباشناختی همواره اندیشمندان سعی بر آن داشته­اند تا هنر را با ویژگی خاصی تعریف کنند که فصل مشترک تمام آثار هنری باشد. اما، آن­چه آنان ارائه کرده­اند، مانند بازنمایی و فرانمایی صرفاً برخی آثار هنری یا دوره­های هنری را پوشش می­دهد. فرمالیسم چونان روشی در تحلیل زیباشناختی با غرض فائق آمدن بر این معضل، بر عناصر ساختاری و ویژگی­های صوری، حسی یا ادراکی تأکید می­کند. ضرورت بکارگیری چنین روشی در دور شدن هنر مدرن از ارائه­ی تصاویر واضح و روشن است. برخی تحلیل­گران با توسل به گرایش فرمالیستی تلاش کردند تا علت انگیزش زیباشناختی را در مواجهه با فرم بجویند. کلایو بل، یکی از تحلیل­گران فرمالیست، فهم هنری را بر نمایش «فرم معنادار» استوار دانست، البته ابهام فرم و اصطلاح معناداری، یکی از نقاط ضعف نظریه اوست. به نظر می­رسد در نظریه­ی سیستمی نیکلاس لومان، فرمالیسم و فرم، متفاوت از آن­چه تاکنون متداول بوده به­گونه­ای تعریف شده که چه­بسا بتواند موضع بل را نه ابطال، بلکه تعدیل ­کند، زیرا لومان، فصل مشترک تمام آثار هنری را در مشاهده می­دانست. در این نوشتار با تطبیق آرای این دو اندیشمند از خلال ترجمه، تحلیل و تدقیق در آثار اصلی آنان به برداشتی متفاوت از فرمالیسم دست یافته می­شود.

کلیدواژه‌ها