هنر آبستره و حذف روایت

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

2 استادیار دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

چکیده

به نظر می رسد در راستای دورانی که زبان­شناسی و ادبیات تطبیقی نبض مباحث انتقادی را در دست می گیرند، مسیر تجسم به خلقی روایت گریز متمایل می شود که در خلال آن تصویر به سکوت و خلق آبستره به نوعی زبان بصری از فرم می­گراید. تصمیم هنرِ آبستره به سکوت و وارد­سازی تجسم به قلمروی انحصاری بصری و دفاع از آن در برابر سخن و در همین راستا وسواس هنرمندِ مدرن برای حذف عناصر ادبی و روایی، خود معرف این گرایش در تجسم است. اما از طرف دیگر، هنرمند مدرن بیش از هر دوره­ای وابسته به ایدئولوژی­های مدرن و نظریات ادبی و زبان­شناشانه حاکم بر زمانه است و این با نفس حذف روایت در تضاد است. در مقاله حاضر پس از بررسی روند حذف روایت و قیاس از تجسم و تغییر تناسب میان بازنمایی و روایت و همچنین تحلیل بار روایی در چند اثر منتخب، میزان موفقیت این گرایش در حذف عناصر روایی مورد بررسی قرار خواهد گرفت که بر­اساس آن می­توان مدعی شد که گرایش آبستره نه تنها در تلاش برای پرهیز از روایت و کمینه­گرایی روایی در نهایت از خودِ اثر تهی شد، بلکه وابستگی آشکار به نظریات زمانه نیز کاملاً در تضاد با این مدعا بود.

کلیدواژه‌ها