عکاسی و سیاست در ایران پیشاانقلابی: نبرد بر سر تصویرِ ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی

چکیده

رابطه تنگاتنگ عکاسی با واقعیت به‌عنوان واقع‌گراترین شکل بازنمایی، به آن قدرت اقناعی منحصربفردی بخشیده است. همین امر باعث می‌شود که عکس به ابزاری بی‌رقیب در انتقال پیام‌های سیاسی یا ترویج ایده‌ها و باورهای ایدئولوژیک در جامعه بدل شود. هرچند استفاده برنامه‌ریزی‌شده از عکاسی می‌تواند به پیشبرد منافع گروهی خاص بیانجامد، عکاسی در دست منتقدان و مخالفان وضع موجود نیز می‌تواند به ابزاری برای مبارزه سیاسی بدل شود. این مقاله می‌کوشد با تمرکز بر گفتمان‌های سیاسی پیش از انقلاب اسلامی در ایران، نشان دهد که چگونه عکاسی می‌تواند فراتر از فعالیتی هنری، به کنشی سیاسی بدل شود. دو جریان واقع‌گرایی آرمان‌گرایانه (رئالیسم ایده‌آلیستی) و واقع‌گرایی انتقادی در عکاسی، در واقع انعکاسی از تقابل میان دو گفتمان پهلویسم و جریان چپگرا در سال‌های منتهی به انقلاب بود که در آن هر جریان سیاسی تلاش می‌کرد مفهوم مورد نظر خاص خود را به عکاسی الصاق کند و از طریق آن مشروعیت گفتمانی خود را به اثبات برساند. روش تحقیق پژوهش حاضر تاریخی و توصیفی- تحلیلی خواهد بود و شیوه گردآوری اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی صورت گرفته است. در این تحقیق تلاش شده است با اشاره به گفتمان‌‌های سیاسی رقیب در دوران پهلوی، از یک سو بستری برای تبیین سیر تحول معنای عکاسی و تحلیل تصاویر عکاسی ارائه شود.

کلیدواژه‌ها