یک خوانش پدیدارشناختی از انتزاع در نقاشی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار فرهنگستان هنر

10.22059/jfava.2022.338181.666862

چکیده

تصاویر قادر به نمایش چیزهای کاملاً متفاوت از خودشان هستند و از زمان افلاطون فیلسوفان را مجذوب خود کرده‌اند. از جمله فیلسوفانی که به این حوزه پرداخته‌اند پدیدارشناسان هستند، آنها از زوایای مختلف به تصاویر نزدیک می‌‌شوند. در این مقاله سعی داریم به این سؤال پاسخ دهیم که اهمیت هنر و زیبایی‌شناسی برای فلسفه چیست و چگونه می‌توان از مفاهیم پدیدارشناسی برای درک انتزاع در نقاشی کمک گرفت؟ آیا پدیدارشناسی چیز جدیدی به درک ما از نقاشی اضافه می‌کند؟ ما در این نوشتار متأثر از ادموند هوسرل مؤسس پدیدارشناسی، از مفاهیم [افق، تقلیل پدیدارشناختی، زیست جهان، اپوخه] کمک می‌گیریم و نشان می‌دهیم، چه ارتباطی بین انتزاع، جهان و تقلیل پدیدارشناختی است. این مقاله از نظر روش توصیفی‌ـ تحلیلی است و با استفاده از چارچوب نظریة هوسرل نوشته شده است. نتیجة مورد تأکید مقاله این است که هنرمند مانند پدیدارشناس از جهان طبیعی و روزمره دور می‌شود و عمیق‌تر به جهان نگاه می‌کند و زیست جهان فراموش شده را دوباره احیا و شکاف بین آگاهی و جهان را پُر می‌نماید. به‌عبارتی، هر دو جهان را از نو می‌سازند و هر دو بازگشت به جهان دارند. بنابراین مفهوم انتزاعی یعنی بازگشت به جهان و روابط درونی جهان را که شناخته نشده است، نشان می‌دهد.

کلیدواژه‌ها