معناکاوی نقش مایه درخت کهنسال در نگاره خون دماغ شدن اسکندر و آسائیدن او از هفت اورنگ جامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد هنر اسلامی(مطالعات نگارگری و کتابت هنر اسلامی)، دانشکده صنایع دستی، دانشگاه هنر اصفهان، ایران

2 استادیار دانشکده صنایع دستی، دانشگاه هنر اصفهان، ایران

3 اصفهان خیابان دشتستان خیابان ناهید پلاک ۱۱۳ واحد ۲

10.22059/jfava.2022.297443.666423

چکیده

درختان در نگارگری ایرانی، به عنوان اصلی‌ترین عنصر طبیعت، در اغلب نگاره‌ها وجود دارند. درختان گره خورده کهنسال از عناصر تصویری شاخص در نگاره‌های مکتب مشهد است که نمونه بارز آن در هفت اورنگ جامی وجود دارد. در آخرین نگاره این مجموعه به نام (خون دماغ شدن اسکندر و آسائیدن او) درخت تنومند کهنسالی وجود دارد که شاخه‌های آن در حال سوختن است. برای کشف مفاهیم وجود این درخت، در این پژوهش از علم نشانه شناسی استفاده شده است. حال سوال اصلی این است که نقش‌مایه درخت کهنسال در نگاره مورد نظر، بر چه مفاهیم ضمنی، خارج از وجه ارجاعی خود دلالت دارد؟ در این پژوهش سعی بر آن است که با علم نشانه شناسی، برگرفته از نظریات کرس، ون لیوون و شعیری در راستای تحلیل متن و تصویر به مفاهیم ضمنی درخت کهنسال در نگاره مذکور دست یافت. روش تحقیق، توصیفی، تحلیلی و نشانه شناسی دیداری است. شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای است. بر‌اساس مطالعات نشانه شناسی نتایج حاصله نشان می‌دهد که وجود درخت در این نگاره تنها یک نشانه تصویری برای نشادن دادن طبیعت نیست و جنبه‌ای کاملا نمادین دارد که می‌تواند نمادی از اسکندر و ابراهیم میرزا (برادرزاده شاه طهماسب) حامی و پشتیبان خلق هفت اورنگ جامی باشد.

کلیدواژه‌ها